حسن حسن زاده آملى
54
ده رساله فارسى (فارسى)
شيخ رئيس در فصل سيزدهم و چهاردهم مقالت سوم طبيعيات شفاء « 1 » و نيز در آغاز نمط دوم اشارات قائل به فلك محدّد الجهات شده است . بدينمعنى كه محدد الجهات فلكى متوازى الثخن است كه محيط بر همهء اجرام و افلاك است و مركز آن مركز زمين است كه سفل مطلق است . و اين محدد الجهات است كه اجسام خفيف را به سوى خود مىكشد ، و اجسام ثقيل را از خود دور مىكند كه به سوى مركزش دفع مىنمايد ، و حركت اولاى شبانهروزى از اوست . و لكن اثبات محدد الجهات آنگاه درست آيد كه فرود آمدن اشياء سنگين را از فراز به نشيب به قوهء جاذبهء زمين اسناد ندهيم ، و حال اينكه ثابت بن قره از دانشمندان بزرگ پيشين « 2 » قائل به جاذبهء زمين بوده است . ثابت گويد : اگر فرض كنيم زمين متلاشى و پراكنده شود و اجزاى آن را رها كنند همه ميل به سوى يكديگر مىكنند و هر جا كه به يكديگر رسيدند مىايستند . اين نظر ثابت را متأله سبزوارى در شرح اسماء در بند ششم آن ؛ يا من استقرت الارضون باذنه ، نقل كرده است كه : و قال ثابت بن قرة سببه - أى سبب الجذب - طلب كل جزء موضعا يكون فيه قربه من جميع الاجزاء قربا متساويا اذ عنده ميل المدرة الى السفل ليس لكونها طالبة للمركز بالذات بل لأن الجنسية منشأ الانضمام ، فقال : لو فرض أن الارض تقطعت و تفرقت فى جوانب العالم ثم اطلقت أجزائها لكان يتوجّه بعضها الى بعض و يقف حيث يتهيّأ تلاقيها . و بعد از ثابت به چند قرن ، اسحاق نيوتن نيز قائل به قوهء جاذبهء ارض شده است
--> ( 1 ) . ط 1 ، چاپ سنگى ، ص 116 و 122 . ( 2 ) . متوفى 288 ه . ق .